
هستی و نیستیزندگی متناقضامروز صدیقه رسوندم آسایشگاه . در محله ای به همین نام برگرفته از همین آسایشگاه به نام معلولین ! جای خوبی نیست اما به قول صدیقه خیابون صاف و درستو حسابی بر عکس شهرتش داره. موقع برگشت رفتم تمعمیر گاه تا یه دیاگ بزنم . حس خوبی از ماشین نمی گیرم . نه و نیم و هنوز خیلی از مغازه ها از جمله تعمیرگاه باز نکرده بود . به دلایلی تماسلی به گفتن از تعمیرگاه ندارم . ولی به طرز مسخره ای ادامه امروز بهش مربوطه .وقتی از خدمات تعمیرگاه ناامید و بهتر بگم ناراضی شدم راهمو به سمت ایرانخودرو را...
ادامه مطلب
ما در کف هرم زندگی میکنیم با کمترین توجه به نوک ما در کف هرم هستیم درگیر ساده ترین نیازهای خود . خانه تهیه میکنیم به دنبال خوراک و پوشاک میرویم و وقتی همه آنها را به دست میرویم باز آنچه باید باید بشویم نمیشویم . آنچه را میخواهیم یا نداریم یا گم میکنیم . هرزگی زندگی اجتماعی گریبانگیر ما میشود و چشمانمان از خود به دیگران میرسد و هر آنچه دیگران در آن گم هستند ما نیز میخواهیم . ما هم میخواهیم کور شویم . بعد از آنکه تمام نیازهای حیاتیمان را یافتیم گنگ به آنچه ساخته ایم مینگیریم ... نه هیچ حفره ای از حفره های وجودمان را پر نکرده ! یک طبقه خود را بالا میبریم نه در ه...
ادامه مطلب