حسی که یه قطعه موسیقی بهت میده چطور میشه دار قالب کلمات آوردش و شاید دست به یکی کردن سایر هنرها با هم بتونن از پسش بر بیان! تصویرو کلمات شاید بتونن کمی از احساسات عجیبی که موسیقی در آدم ایجاد میکنه بیان کنه .
انیمه میرا . یکی از بیاد ماندنی ترین انیمه های عمرم. و اگه منو بشناسید که نمی شناسید موسیقی متن فیلم به شدت روی امتیاز من به فیلم تاثیر داره . پسری چهار پنج ساله به خواهر تازه به دنیا اومده اش حسودی میکنه . پسر بچه در زمان سفر میکنه و خواهرشو می بینه که بزرگ شده خواهرش دستشو میگیره و دوباره در زمان سفر میکنن و به روزی میرن که پدر بزرگ و مادر بزرگشون با هم آشنا میشن . پسر در جنگ در حالی که زخمی شده بود خودشو از غرق شدن نجات میده بود و حالا در راه رفتن می لنگید. به دختری که تازه ملاقات کرده بود میگه بیا تا درختی که در اونجاست مسابقه بدیم ! پسر لنگان لنگان شروع به دویدن میکنه و دختر هم شروع به دویدن میکنه دختر جلو میزنه اما سپس می ایسته و به پسر نگاه میکنه که داره لنگان انگان بهش میرسه. همینطور نگاه میکنه پسر فقط به درخت نگاه میکنه و نفس نفس میزنه همونطور که در جنگ برای به دست آوردن زندگی شنا کرده بود اینجا هم فقط به هدفش فکر میکنه. پسر از جلوی دختر رد میشه و کمی دورتر روی زمین دراز میشه. از نفس افتاده بودو به آسمان خیره شده بود . دختر حالا شروع به دویدن میکنه خودشو به مرد میرسونه و کنارش میشینه . مرد در حالیکه لبخندی به لب داشت میگه سرعتت بالاست فکر نمی کردم برنده شم ! دختر تعجب میکنه و سپس میخندد.
خواهر به برادر میگه اگه اون در جنگ پدربزرگ برای نجات خودش اونقدر محکم و با اراده شنا نمی کرد یا این روز مادربزرگ از پدربزرگ نمی باخت ما الان اینجا نبودیم. و این چیزای کوچیکه که دست به دست هم میدن تا چیزی که ما الان هستیم بسازن .
موسیقی غوقایی است در این چند دقیقه . موسیقی همه این دقایق رو با معنا میکنه و چنان تاثیری میزاره که غیر ممکنه درگیرت نکنه.
به این فکر میکنم که این جهان نه درد استو نه لذت . فقط یه درد لذت بخشه!
برچسب:
نویسنده: هستی مرادیان