خرید بک لینک
هستی و نیستیوی درامز ودی درامز خودمو همونطور که خریده بودم فروختم .تقریبا یک سال پیش دیدم که دیگه دستم به ساز نمیره علت همه چیز بود علت چیزی بود که گاه به خوره ذهنم تبدیل میشد اینکه دیگه انرژی لازم نداشتم یا علاقه ام کم شده بود یا اصلا علاقه نداشتم . یا میتونست صرفا وا دادن در مقابل هزینه های زندگی باشه . روان من به تغذیه دائم احتیاج داره به مراقبت و انیگزه در نبود اینها میتونه به راحتی متلاشی بشه که تقریبا شده .ایران ایران ایران چه از تو مانده ؟ من که به فکر خودمم تقریبا دارم فراموشت میکنم . وقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیASUS 6700xt Dualگرافیک امروز صبح فروختم1401/01/25 از دی جی کالا خریدمش 18 تومن . و امروز فروختمش 27.5 کمی ارزون فروختم ! ولی وقتی نداشتم . دولار بدون توقف داره میره بالا . با دو تا سایت تماس گرفتم که قیمت های بهتری نسبت به سایر سایت ها برای گرافیک Pulse 9070 xt گذاشته بودن جوری که کمی مشکوک بود . همشون بعد تماس من قیمت سایت هاشونو اصلاح کردن . حالا اگه کشورهای دیگه بود میتونستی سریع بخری و قانون هم پشتت بود و کسی نمیتونست سفارشتو باطل کنه به بهانه اینکه سایت آپدیت نیست .یادمه یه جا خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیDexter - New Bloodدکستر جز آخرین نسل از سریال بلندی بود به شکل زنجر وار تمومش کردم . فکر کنم پنج فصل بود و آخرین قسمت فصل پنجم در سال 2013 با مرگ خواهرش و جعل مرگ خودش به پایان رسید . هشت سال بعدش فصل جدیدشو دوباره ساختن با نام دکستر شروع تازه در سال 2021 شروع به پخش شد و فصل جدیدتر با نام دسکتر رستاخیز که الان در حال پخشه . امروز استارت فصل شروع تازه زدم . حس جالبی برام داشت . حس نوستالوژی عجیب اون دوران که روزی پنج شش قسمت سریال می دیدم . دوران خوبی بود . ارامش داشتم و نگران چیزی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیگلوگاهکارتم هنوز نیومده داستان جدیدی با نام گلوگاه پیش اومده !به این فکر میکنم که چطور این قضیه به فرار من از فضای خفه کننده بیرون تبدیل شده . فرار از ایران تباه شده . نقص خودم یا نقص بیرون یا هردو اینکه نمیتونم هیچ چیز این زندگی به سمت کمال ببرم تبدیل شده به کمال بردن کامپیوترم . میخوام کامپیوترم بهترین باشه . بی نقص . مرتب منظم با بهترین فریم ریت در بازی ها.گلوگاه جایی که اجزای مهم تشکیل دهنده سیستم با هم رشد نمیکنه . هرچه اختلاف قدرت بین سی پی یو و جی پی یو زیادتر باشه گلوگاه تنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیزندگی متناقضامروز صدیقه رسوندم آسایشگاه . در محله ای به همین نام برگرفته از همین آسایشگاه به نام معلولین ! جای خوبی نیست اما به قول صدیقه خیابون صاف و درستو حسابی بر عکس شهرتش داره. موقع برگشت رفتم تمعمیر گاه تا یه دیاگ بزنم . حس خوبی از ماشین نمی گیرم . نه و نیم و هنوز خیلی از مغازه ها از جمله تعمیرگاه باز نکرده بود . به دلایلی تماسلی به گفتن از تعمیرگاه ندارم . ولی به طرز مسخره ای ادامه امروز بهش مربوطه .وقتی از خدمات تعمیرگاه ناامید و بهتر بگم ناراضی شدم راهمو به سمت ایرانخودرو راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیPirates Of The Caribbean - On Stranger Tidesدر میان فروپاشی اقتصاد می نویسم در حالی که از حقوق بیست میلیونی من یکم ماه جدید فقط پانصد هزار تومان در ته حساب من مانده !!! این اقتصاد ماست .میدونی پوچ گرایی چیه . نه .... باید عمیق به این ترکیب فکر کنی پوچ گرایی عمقی بیشتر از اون چیزی که توی ذهنته داره .حالا فرض کن پوچ گرایی با عدم تعلق ترکیب شه ببین چی میشه ! پوچ گرایی که به هیچ جا تعلق نداشته باشه نه سرزمینی و نه مردمی . حالا فرض حالا فرض کن پوچ گرایه بی سرزمینی که قدرت هم داشته باشه ..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیدره گا به عمق بی نهایت پولی برام نمونده . 29 ام که حقوق واریز شده یک ام فقط هفتصد هشتصد تومن تو کارتم داشتم بعلاوه یه دو تومن تو کارت رفاهی که جز خرید نمشد کاری باهاش کرد. (مثلا واریز یا دادن قسطها) . سرعت اتفاقات اینقدر زیاده که قابل گفتن نیست ! امروز با سعید و سامیار رفتیم پیش مامان اینا. از خونه تا یخ سازی پیاده رفتم . هوا سرد بود و نیاز دارم کمی پیادهر وی کنم . سارا و سنا اینا هم بودن . پیش بینی ها دائم توسط ما آپدیت میشه . در هر گروه پیش بینی ها از آینده کشورو با هم به اشتراک میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

هستی و نیستیMirai - of angleحسی که یه قطعه موسیقی بهت میده چطور میشه دار قالب کلمات آوردش و شاید دست به یکی کردن سایر هنرها با هم بتونن از پسش بر بیان! تصویرو کلمات شاید بتونن کمی از احساسات عجیبی که موسیقی در آدم ایجاد میکنه بیان کنه .انیمه میرا . یکی از بیاد ماندنی ترین انیمه های عمرم. و اگه منو بشناسید که نمی شناسید موسیقی متن فیلم به شدت روی امتیاز من به فیلم تاثیر داره . پسری چهار پنج ساله به خواهر تازه به دنیا اومده اش حسودی میکنه . پسر بچه در زمان سفر میکنه و خواهرشو می بینه که بزرگ شده خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:40

چه فرقی بین احساس شرم و احساس گناه هستش ؟ شرم احساسی هستش که از اهمیت طرز فکر دیگران درباره خودمون بهمون دست میده در واقع ربطی به خودمون نداره . احساسیت از اینکه کسی دیگه ای از حقیقتی بد درباره ما آگاه شده . اما گناه احساسی هستش که از وجود حقیقت و عملی اشتباه از جانب خودمون خودمون آگاه می شیم . احساس گناه درونی و فردی هستش و به دیگران ربطی نداره .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 1:10

مقاله ای در زومیت نوشته شده در مورد یافته جدید: الکل حتی بهمیزان کم نیز مضر است . در این مقاله نوشته شده که یافته های جدید نشون میده بر خلاف تحقیقات قبلی الکل مقدار کمش هم باعث میشه بیمارهای های مانند سیل اثرات شدید تری داشته باشن و نرخ مرگ و میر به صورت کلی بالا بره. ملت مسلمان سواستفاده گر هم به کامنتا حمله ور شدن که دیدید اسلام حرامش کرد حتا ذره ای !!!بنده تحقیق کوچکی کردم و نتایج به این شکل بود که رومانی با میانگین طول عمر 72 سال بالاترین میزان مصرف الکل در بین همه کشورها داره . و اندونزی با میانگین طول عمر 67 سال یکی از پنج کشور با کمترین میزان مصرف الکل هستش . خب به سادگی مشخصه که میزان مصرف الکل دلیلی برای طول عمر بیشتر نیست و عوامل مهم تری بر سلامت یک جامعه اثر داره . عوامل مهمی مثل صطح استرس جامعه که عوامل زیادی درش دخیله . استرس عامل اصلی فشار خون و بیماری های قلبی عروقی هستش . عامل مهم دیگه غذاهای ناسالم هستش که باعث کلی بیماری های گوارشی و سرطان ها میشه . سیب زمینی آلوده، ذرت آلوده چای آلوده، آرد آلوده ، آب آلوده... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 18:02

دیدید تو بعضی از ادارات و سازمان ها رو یه سری از دستشویی ها نوشته مخصوص پرسنل؟ یا بعضیاشون قفل شدند ! مشخه که کلیدش دست یکی از کارمنداست . اولین بار تو بیمارستان محل کارم با این واقعیت روبرو شدم که محل کارم سه مدل دستشویی داره! عمومی ، مخصصوص کارمندان و مخصوص پزشکان !!!برای چنین اقدامی دلایلی وجود داره اینکه بسیاری از مردم در دستشویی های عمومی درستو حسابی بهداشت و رعایت نمیکنن . مراجعه کننده میاد و میره و زیاد براش فرقی نمیکنه که با یک دستشویی کثیف مواجه بشه چون واسه همیشه که نیست . اما کارمند محیط زندگی دومشه و میخواد تمیز باشه . اما من از زاویه دیگه ای میخوام به قضیه نگاه کنم . برای من جالب بود که چنین تصمیمی هیچ موقع نمی تونست به ذهن من خطور کنه البته نه اینکه هیچ وقت خطور نکنه ! ولی نگاه من به همه چیز خیلی باکره هستش یا بود ! برای من جالب بود که میدیدیم یکی به ذهنش اومده بیا دستشوی رو اختصاصی کنیم . بیا در یک جای عمومی ، مثل خونه دستشویی خصوصی داشته باشیم . برای من همون قدر اداره بیگانه و یک جای عمومی هستش که برای یک مراجعه کننده البته باید اعتراف کنم الان به این شکل نیست . این نگاه که میشه منابع عمومی ضبط و خصوصی کرد میتونه خطرناک باشه . در واقع تو از روی قدرت این حقو برای خودت قائل میشی که با توجیحاتی منابع ای در اختیار سازمانه برای خودت انحصاری کنی . من که دارم جون میدم این حق منه . من رئیس اینام باید غذام با اونا فرق کنه .... نمونه غذا در بیمارستان محل خدمتم رئیس بمارستانی بود که غذاش با پرسنل فرق میکرد و در بشقاب و دیس و این حرفا براشی سرو می کردند ! چرا ؟ کارمند کارمنده در سطحی متفاوت . اون کارمند دولته منم کارمند دولتم چرا غذای اون باید فرق کنه چون رئیس بیمارستانه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 18:02

در یوتیوب کلیپی دیدم که دختره رو به دکتری از این دکترای روانشناسی میگه : به هر کی خوبی میکنم بدی می بینم !دکتره رو به دختر میگه : شما قهوه میخوری ؟ دختره میگه بله . دکتره ادامه میده میگه قهوه تلخه ولی باز میخوریش و از خوردنش لذت میبری . اما اگه بادام بخوری و تلخ باشه چی ؟ بازم میخوری ؟ مطمئنا نه و حالت بد میشه . باید انتظارتو از دیگارن عوض کنی اونوقت تلخی آدما اذیتت نمیکنهدکتر انسان شناس ما با ذکر مثال و تشبیه کردن قوه و بادام به انسان . میگه اگه از انسان ها همانند قهوه انتظار تلخ بودن داشته باشی و بدونی که ممکنه بهت بدی کنن اونوقت از اینکه ممکنه انتظاراتتو برآورده نکنن شاکی نمیشی . اینکه به یکی خوبی میکنی ممکنه اون بهت خوبی نکنه و اگه انتظار پاسخ نامتناسب از طرف شخص مقاب داشته باشی کمک میکنه بهت که کمتر آسیب ببینی .خب نظرتون چیه ؟باز هم مغلطه و باز هم قیاس مع الفارق . وقتی دو چیز با هم مقایسه میکنی اون دون دو چیز باید با هم قیاس پذیر باشن . در غیر این صورت مقایسه شما اشتباه و قیاس شما قیاس مع الفارق هستش . مثلا نمیتونی بگی از اونجا که کیفیت عمل جراحی دکترها با هم فرق داره پس کیفیت ماینتور ها هم با هم فرق داره ! بین مانیتور و دکتر تشابهی وجود نداره که حالا بخوای کیفیتشونو مقایسه کنی ! میشه مثال زد همانطور که انسان ها توانایی های مختلفی دارن کیفیت عمل جراحی دکتر ها با هن فرق میکنه . در این مثال مرجع قیاس در هر دو وجه توانایی و جراجی انسان هستش .اما در مثال دکتر ما میگه انظار از قهوه تلخه و بادام شیرین همانند انتظار از انسان ها هستش !!! انتظار تلخی از قوه و شیرینی از بادام چه ربطی به انتظار از انسان داره ؟ من از انسان به عنوان موجود قابل تفکر قابل رشد و شعور انتظار دارم که داراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 16:15

تفسیری از خودم می نویسم و نمیدونم تا چه حد درسته یا درجه چندمیه یا چقدر غیر اخلاقی میتونه باشه . اخلاق بسیار مقوله پیچیده ای هستش و در طول تاریخ پیچش های فراوان و گاهی متضاد داشته .افغانستان بیش از صد سال است که با جنگ و صلاح گرم آشناست تاریخ جدیدش همیشه با جنگ بوده با انگلیس ، با روس و سپس آمریکا . نسل اندر نسل با سلاح زاده میشوند و با سلاح هم می میرند . انفجار ، چهار تا موشک و خمپاره بیست سی نفر مرگ و میر روزانه یا حالا هفتگی و ماهانه با اسلحه چیز عادی هستش . اگر فردا هر کشوری اعلان جنگ به افغانستان بده هیچ افغانی نمیگه چرا ،میگه به سلامتی انشالله ! غذا حاضر کن زن ! فرهنگی که در این صد صدو پنجاه سال در مردم افغانستان نهادینه شده عادت به جنگ و تبعاتشه . صدای گلوله و خمپاره و موشک همیشه در گوش یک افغانی هستش و کشته شدن در جنگ اتفاقیست عادی . همیشگی بودن این جنگ و مرگ و میر، و منطقه ای بودن ترسی که ایجاد میکنه رمز عادی شدنش هستش . ممکنه ولایتی درگیر جنگ بشه و کشته بده بعد تا چند ماه درگیری نباشه و جنگ به سراغ ولایت دیگه بره در این شرایط هیچ وقت ترس عمومی نمیشه و عنصر ترس به وحشتی که تا عمق وجود تک تک افراد بره و تسخیرشون کنه تجلی پیدا نمیکنه و بدین شکل در نبود وحشتی ویرانگر کل افغانستان به آرامی با کنار اومدنش باهاش واکسینه میشه .در مورد ژاپن به نوعی دیگه این موضوع صادقه . نمیشه راحت در مرود ژاپن قضاوت کرد. اطلاعات خودم در مورد فرهنگش و شرایط روحی و روانی حاکم بر ژاپن تقریبا هیچه . حداقل در مورد جنگ جهانی دوم میشه گفت که میکشتند و کشته میشدند و اگه جنگ سالیان سال ادامه پیدا می کرد تا آخرین نفر کشته میشدند ولی جنگ تمام پیدا نمیکرد . برای افغانستان هم همینطور بود .چیزی که ژاپنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 16:15

نئون سیتی دهه هشتاد و سبک موسیقی آن دوران سبک سینس پاپ و سینس ویو موسیقی مورد علاقه تازه منه . این سبک از موسیقی با فضای دهه هشتادی آمریکا معمولا در یوتیوب بر روی فیلم های عاشقانه و دراماتیک دهه هشتاد صدا گذاری میشه . گروهای زیادی هستند که هنوز این سبک ظاهرا کهنه را زنده نگه داشتن که طرفدارهای سر سخت خودشونو داره و یکیش من !یکی از این گروه ها Timecop1983 هستش که آهنگی داره با نام Tokyo با خوانندگی kie lane . آهنگی به شدت اموشنال با متنی عاشقانه که بر پایه تصویر سازی فضا و زمان هستش . حالا این آهنگ به درستی هم در نام و هم در مضمون میکس میشه روی صحنه های از فیلم گم شده در ترجمه و علاقه مند شدم که فیلمو ببینم . فیلم ساخته 2003 سوفیا کاپولا دختر فرانسیس فورد کاپولا کبیر هستش . میشه گفت بهترین و مهمترین فیلمش هم هست . به طوری که از IMDB امتیاز 7.7 و از راتن و متا امتیاز بالای 90 کسب کرده . فیلم درباره فرصت ها و انتخاب هایی هستش که زندگی پیش رومون میزاره . انتخاب هایی که می تونه مسیر زندگی مارو به کلی تغییر بده . اینکه زندگی میتونه ساده باشه و در عین حال پیچیده باشه . فیلم به قشنگی و بسیار ظریف نقش جسارت در زندگی نشون میده . نگاه سیال داشتن به زندگی و اینکه زندگی کوتاه هستش و در عین حال بلند !شارلوت با بازی اسکارلت جوهانسون زن بیست و چند ساله که به تازگی ازدواج کرده و برای پروژه عکاسی شوهرش به همراه او به توکیو ژاپن سفر کرده و در طرف دیگر باب با بازی بیل موری را که بازیگری هستش پنچاه و چند ساله که برای تبلیغ برندی ژاپنی وارد توکیو میشود هر دو شخصیت های مد نظر فیلم باب و شارلوت و همسرش اتفاقی یک هتل را برای اقامت انتخاب میکنند و بدین شکل داستان آرام آرام با نشان دادن درگیری ها و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 22 تير 1403 ساعت: 21:31

چندی پیش کانال یوتیوبی آزاد مناظره ای گذاشت بین عباس عبدی و دکتر مهرآیین . مناظره حدود سه ساعت بود . عبدی موافق شرکت در انتخابات بود و مهرآیین از اعماق وجودش حرف میزد جوری که کف بالا می آورد و حتا نمی تونست آب دهنشو قورت بده که شرکت کردن فایده ای نداره و تایید شر هستش .اریک بخش های ازشو تو اوال میزارهمهرآیین میگه . اونجا که سه تا آدم جلوی یه دختر 20 ساله گرفتن و انداختنش تو ون و بهش تجاوز میکنن ، میکشنش و بعد میندازن کنار خیابون اصلا حضور یا عدم حضور چه معنایی داره !؟ ما با سقوط انسان مواجه هستیم نه سقوط سیاست .عبدی میگه اینا سقوط سیاست یا اخلاق نیست ... میگه من زندان بودم و هنوز بازجومو ببینم با احترام باهاش رفتار می کنم اصلا مسئله ای باهاش ندارم ! و اینو میفهمم که از دست دادن بچه چه حسی داره اما وقتی در مقام کنشگر سیاسی قرار می گیرم دیگه وجه اخلاقی مسئله اصلی من نیست، مسئله اصلی من اینه که چیکار کنم این کار تکرار نشه و یکی دو نشه . یه لحظه مهرآیین می پرسه میتونی ؟اینجاست که اریک وارد میدان میشه .اریک میگه :اگه حرفت اینه "کار کردن در آشپزخانه آشوویتس غیر اخلاقیه" دیگه بعدش که طرف گفت "من میخوام اونجا کار کنم تا حواسم باشه کسی مسموم نشه" نباید بپرسی "میتونی ؟" . چون اگه بتونه، زندانی رو برای تا روز اعدام شدن سالم نگه داشته، نه برای اینکه نجات پیدا کنه ! اگه بپرسی "میتونی؟" یعنی خودت هم متوجه مسئله اخلاقی نیستی.مثال اریک مثال مع الفارق هستش و درست نمیگه . عبدی میگه من اونجام که تعداد مرگ و کم کنم و این با مثال اریک که میگه من اونجام تا مرگو به تعویق بندازم یکی نیست . نتیجه اریک اینه که چون هدف در مثال نجات پیدا نمیکنه پس همکاری با سیستم آشوییتش اخلاقی نیستش و اینو تشبیه میکنهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 22:08

صفحه بندی