چندی پیش کانال یوتیوبی آزاد 1 ای گذاشت بین عباس 1 و دکتر 1 . مناظره حدود سه ساعت بود . عبدی موافق شرکت در انتخابات بود و مهرآیین از اعماق وجودش حرف میزد جوری که کف بالا می آورد و حتا نمی تونست آب دهنشو قورت بده که شرکت کردن فایده ای نداره و تایید شر هستش .
اریک بخش های ازشو تو اوال میزاره
مهرآیین میگه . اونجا که سه تا آدم جلوی یه دختر 20 ساله گرفتن و انداختنش تو ون و بهش تجاوز میکنن ، میکشنش و بعد میندازن کنار خیابون اصلا حضور یا عدم حضور چه معنایی داره !؟ ما با سقوط انسان مواجه هستیم نه سقوط سیاست .
عبدی میگه اینا سقوط سیاست یا اخلاق نیست ... میگه من زندان بودم و هنوز بازجومو ببینم با احترام باهاش رفتار می کنم اصلا مسئله ای باهاش ندارم ! و اینو میفهمم که از دست دادن بچه چه حسی داره اما وقتی در مقام کنشگر سیاسی قرار می گیرم دیگه وجه اخلاقی مسئله اصلی من نیست، مسئله اصلی من اینه که چیکار کنم این کار تکرار نشه و یکی دو نشه .
یه لحظه مهرآیین می پرسه میتونی ؟
اینجاست که اریک وارد میدان میشه .اریک میگه :
اگه حرفت اینه "کار کردن در آشپزخانه آشوویتس غیر اخلاقیه" دیگه بعدش که طرف گفت "من میخوام اونجا کار کنم تا حواسم باشه کسی مسموم نشه" نباید بپرسی "میتونی ؟" . چون اگه بتونه، زندانی رو برای تا روز اعدام شدن سالم نگه داشته، نه برای اینکه نجات پیدا کنه ! اگه بپرسی "میتونی؟" یعنی خودت هم متوجه مسئله اخلاقی نیستی.
مثال اریک مثال مع الفارق هستش و درست نمیگه . عبدی میگه من اونجام که تعداد مرگ و کم کنم و این با مثال اریک که میگه من اونجام تا مرگو به تعویق بندازم یکی نیست . نتیجه اریک اینه که چون هدف در مثال نجات پیدا نمیکنه پس همکاری با سیستم آشوییتش اخلاقی نیستش و اینو تشبیه میکنه به صحبت عبدی ! در حالی که عبدی میگه همکاری من با سیستم برای نجات افراده پس اخلاقی هستش .
برچسب:
نویسنده: هستی مرادیان