خرید بک لینک

نئون سیتی دهه هشتاد و سبک موسیقی آن دوران سبک سینس پاپ و سینس ویو موسیقی مورد علاقه تازه منه . این سبک از موسیقی با فضای دهه هشتادی آمریکا معمولا در یوتیوب بر روی فیلم های عاشقانه و دراماتیک دهه هشتاد صدا گذاری میشه . گروهای زیادی هستند که هنوز این سبک ظاهرا کهنه را زنده نگه داشتن که طرفدارهای سر سخت خودشونو داره و یکیش من !

یکی از این گروه ها Timecop1983 هستش که آهنگی داره با نام Tokyo با خوانندگی kie lane . آهنگی به شدت اموشنال با متنی عاشقانه که بر پایه تصویر سازی فضا و زمان هستش . حالا این آهنگ به درستی هم در نام و هم در مضمون میکس میشه روی صحنه های از فیلم گم شده در ترجمه و علاقه مند شدم که فیلمو ببینم . فیلم ساخته 2003 سوفیا کاپولا دختر فرانسیس فورد کاپولا کبیر هستش . میشه گفت بهترین و مهمترین فیلمش هم هست . به طوری که از IMDB امتیاز 7.7 و از راتن و متا امتیاز بالای 90 کسب کرده .

فیلم درباره فرصت ها و انتخاب هایی هستش که زندگی پیش رومون میزاره . انتخاب هایی که می تونه مسیر زندگی مارو به کلی تغییر بده . اینکه زندگی میتونه ساده باشه و در عین حال پیچیده باشه . فیلم به قشنگی و بسیار ظریف نقش جسارت در زندگی نشون میده . نگاه سیال داشتن به زندگی و اینکه زندگی کوتاه هستش و در عین حال بلند !

شارلوت با بازی اسکارلت جوهانسون زن بیست و چند ساله که به تازگی ازدواج کرده و برای پروژه عکاسی شوهرش به همراه او به توکیو ژاپن سفر کرده و در طرف دیگر باب با بازی بیل موری را که بازیگری هستش پنچاه و چند ساله که برای تبلیغ برندی ژاپنی وارد توکیو میشود هر دو شخصیت های مد نظر فیلم باب و شارلوت و همسرش اتفاقی یک هتل را برای اقامت انتخاب میکنند و بدین شکل داستان آرام آرام با نشان دادن درگیری ها و کشمکش های شخصی شارلوت و باب در زندگی شخصی به پیش می رود تا اینکه این دو در هتل تصادفا با هم آشنا میشوند .

در طرف اول شارلتو میبینم که همیشه در اتاق خودش در هتل تنهاست . شوهرش معمولا برای پروژه های عکاسیش در توکیو اونو ترک میکنه . در همان اوایل فیلم شارلوت در حالی که گریه میکنه به طور مستقیم اشاره میکنه به طرف پشت تلفن که اصلا نمیدونم برای چی باهاش ازدواج کردم ؟ این جمله روشن کننده همه چیز برای ما هستش . در ادامه فیلم فقط به ما نشون میده که چطور با این سوالش دستو پنجه نرم میکنه و چطور هنوز امید داره که زندگیشو نجات بده. در جای دیگری از فیلم شارلوت داره عکس های خودشو که با شوهرش گرفته نگاه میکنه . در هر دو عکسی که ما می بینیم نگاه شارلوت به شوهرشه اما نگاه و توجه شوهرش به خودش و فیگورش در عکس هستش انگار که میشه شارلوتو از عکس حذف کرد و اصلا متوجه نشد کسی از عکس حذف شده . در یکی دو جای دیگر نیز می بینیم که کار اولویت اول شوهرش هستش. فیلم با نشون داندن این نشانه ها به شارلوت و مواردی که به واسطه دیالگ پشت تلفن او میتوانیم حدس بزنیم، داره علت شکل گرفتن فاصله بین شارلوت و شوهرشو نشون میده اما در مقابلش باب را داریم او هم دقیقا وضعیت شارلوت داره و 25 سال هستش که ازدواج کرده. زندگی او هم به جایی رسیده که بودنو نبودنش برای همسرش فرقی نمیکنه . در تماسی تلفنی همسرش بهش میگه اگه خواستی بیشتر میتونی بمونی درام به نبودنت عادت میکنم ! بچه ها فقط دلتنگنت هستن که دارن باهاش کنار میان ! . هر دو با وجود زندگی های مشترکی که دارند کاملا جدا افتاده و تنها هستند یکی در اوایل زندگی مشترک و دیگری در میانه زندگی مشترک .

شارلوت و باب اتفاقی در بار هتل با هم آشنا میشن گفتگوی ساده ای شکل میگیره . و در تکرار این اتفاق که در ارتباط تنگاتنگ با بی خوابی های شبانه این دو و حس تنهایی فزاینده این دو هستش دوستی بین این دو شروع به شکل گرفتن میکنه . سپس به شکل جالبی در فیلم می بینیم که دو شخصیت مخصوصا شارلوت با آگاهی از این رابطه شکل گرفته تلاش میکنه زندگی خودشو نجات بده . شارلوت سعی میکنه به شوهرش نزدیک تر شه و در دور همی های کاری با شوهرش شرکت کنه ولی انگار نتیجه عکس میده و دلیل کافی میده که برای آروم کردن خودش به بیرون بره و دوستی که با باب شکل گرفته را به یک رابطه عمیق تبدیل کنه . این رابطه ای عمیق نه در ظاهر بلکه در نگاها و همان دیالگ های اندک فیلم قابل احساس هستش و تمام بار انتقال احساس شکل گرفه به دوش بازی زیبای اسکارت جوهانسون و بیل موری هست در نگاها و پرسه زدن هایشان در توکیو.
اینکه شارلوت آینده باب هستش به نظر من پیام مهم فیلم هستش که چه زندگی هایی هستند که به روزمرگی ختم می شوند چونکه از اول اشتباه بودن و لزوما هم ممکنه هم چون زندگی باب به جدایی ختم نشن و سالیان سال ادامه داشته باشن .انسان ها میتونن سالیان سال با اشتراکاتی کم و مبهم با هم زندگی کنن تا اینکه در نهایت به چیزی تبدیل بشن که بیل موری با شاهکار بازیگریش در بازیش نشون داد. چهرای از باخت عمر.

فیلم گم شده در ترجمه فیلمیست که در دیالگ ها ساده و کوتاه نشان میدهد . اما غالب فیلم نشان دادن سکوت بین باب و شارلوت و شیمی که بین این دو از این سکوت شکل میگیرد هستش . حتا در شب گردی های شلوغ این دو در شهر نئونی توکیو هم میشه سکوت خاموش این دو رو حس کرد که خسته و درمانده از زندگی ای که در آن تنها مانده اند با ظرافتی مثال زدنی به هم توجه میکنند . کیفتو برداشتی کلیدتو برداشی !

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 22 تير 1403 ساعت: 21:31

صفحه بندی