در آن طبیعت سرد و سخت و خشن ، آپرچونتی (مریخ نورد ناسا) یکه و تنها بر روی خاک مریخ حرکت میکند و این حرکت آن گرمایی که از لای اصطحکاک مفاصل ربتاتیکش به وجود می آید ، آن هسته کامپیوتریش همه و همه آن جسم به ظاهر بی جان از او حیاتی انسانی میسازد . روحی زنده در مریخ .
یادمه جایی میخواندم زنده بودن میتواند بسیار پیچیده باشد . شاید سنگ هم زنده باشد منتها حرکتش کند و شیوه زندگیش جور دیگه ایست . من باب مقایسه اگر مریخ نورد آپرچونتی روی زمین بود ربانی بود همچون سایر ربات ها که در قیاس با انسان و سایر موجودات بی تشابه با تکه های آهن نبود . ولی همان ربات در تنهای بی حیات مریخ تنها موجود حرکت کننده است ، با هدف . روحیست زنده ، با قلبی گرم ! مگر زنده بودن چیست ...
"مریخ نورد آپرچونتی مدتیست به علن وزش طوفانی سراسری در مریخ و آلوده شدن هوا قادر به شارژ باتری هایش نبوده و به حالت خواب رفته . طوفان تقریباً تمام شده ولی هنوز تماسی ازش دریافت نشده . تیم آپرچونتی در ناسا هنوز امیدوارند بتوانند تماسی با فرزندشان داشته باشند وگرنه مجبور به خداحافظی هستند "
برچسب:
نویسنده: هستی مرادیان