خرید بک لینک

بالاخره با بیرون اومدن از حسابداری و برگشت من به انبار موافقت شد .

تو حسابداری هم امین اموال بودم هم کارای حسابداری انجام میدادم . با برگشت من رئیس ، با بی شرمی پست منو به دو نفر داد یکی برای حسابداری و دیگری امین اموال . هر دو از کارمندای بخش پذیرش هستند . دوستانی که بیجارها و باغ هایشان را راها کردن از بالای کوه های پایین آمده با مدرک دیپلم توسط نماینده محترم شهرستان استخدام شدند و حالی یکی کارشناس و دیگری کارشناس ارشد حسابداری است .

موقع یاد دادن خمیازه نگاه کردن به گوشی حرف زدن با دیگران و آموزش اصول حسابداری از صفر مطلق توسط من فوق دیپلم !

برای من جالب بود که چطور رئیس بیمارستان با این گذینه ها که لیاقت همان ترخیص را هم ندارند موافق کرد ؟ و دیشب به نتیجه مهمی رسیدم . رئیسی که خود شایستگی پست مدیریتی که دارا میباشد ندارد چگونه میتواند نسبت به افردای که در پستهای دیگر توسط او گماشته میشود حساس باشد ؟ نه ... برای او اهمیتی ندارد که چکسی را انتخاب میکند چون از زاویه دید او هر کسی از عهده هر پستی بر می آید . رئیس خود شایستگی صندلی که به آن تکیه زده را ندارد و یه سری امور را بر اساس تجربه و نه حرفه ای به شکل دست و پا شکسته انجام میدهد و پیش خود میپندارد که تواسنته از عهده مدیرت برآید و جالب اینجاست که به دیگران نیز به همین شکل نگاه میکند و میگوید یاد میگیرد !!!

این نگاه تمام مدیریان نالایق ماست که به ترتیب از کلان تا خورد به همین شکل انتخاب میشوند . وزیر نالایق معاون نالایق مدیر ارشد نالایق مدیر میانی نالایق مدیر خرد نالایق کارمند نالایق ....

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:25

صفحه بندی