چیزی از اولین روز مدرسه ام یادم نمیاد ... کلاً چیز خاصی از دوران مدرسه یادم نمیاد و از آن بدتر کلاً خاطره خاصی ندارم !!!
انگار آلزایمر گرفتم ... البته چیزهایی یادم میاد . خاطراتی درهم از ابتدا تا به اکنون منتها انگار خاطرات من نیستند انگار شخص دیگری آنها را رقم زده . به شکل باور نکردنی خود را در گذشته نمیتوانم احساس کنم . بچه کوچکی که سالیان پیش به مدرسه میرفته چه ربطی به حال من دارد !؟ او فرد دیگری بوده با خواسته ها و علایق مختلف که صرفاً عجز ما در افتراق باعث ایجاد حس وحدت در زندگی کسانی میشود که ما آها کس میپنداریم .
برچسب: گذشته,گذشته استمراری,گذشته کامل,گذشته send,گذشته کامل استمراری,گذشته ساده,گذشته ها گذشته,گذشته catch,گذشته fall,گذشته want,
نویسنده: هستی مرادیان