
در سرویس خوابم برد . اولین نفر بعد من آمد . با نانی در دست برای صبحانه ! و بعد از نیم ساعت همکاری جدید که پست خود را به او واگذار کرده ام و دو نفر بعدی حدود یک ساعت بعد آمدند . این روال همیشگی است . این ترتیب همیشگی ورود همکارانم است و سپس زندگی شورع میشود . رفت و آمد ها ، داستان ها ، فحش ها ، کلمات رکیک ، خنده های بلند و بی ملاحظه ، تن های از خود راضی ، بساط کارهای ثانویه ، فروش کارهای ثانویه همه و همه میچرخند در فضای کار و گاه کار ! گاهی کاری صورت میگیرد و این باعث تعجب باید باشد حال آنکه نمی شود !کار این روزای من فقط طی کردن زمان کار به هر قیمت است . کتاب خواندن ، موسیقی گوش دادن ، صله رحم ! خوردن نوشیدن هر چه و هرچه تا بشود زمان را به نحوی سوزاند ! ساعت که به دو بعد از ظهر رسید و سوخت کم...
ادامه مطلب